- تاریخ ثبتنام
- 27/8/19
- ارسالیها
- 92
- پسندها
- 292
- امتیازها
- 2,713
- مدالها
- 2
این تن خسته ای منهمه ز زخم زبان
به جگرم چنگو زدم
اشک پیوستی من
این تن خسته ای منهمه ز زخم زبان
به جگرم چنگو زدم
ندانم چه کنمنمیدانم چه کردی با دل من
که اینگونه شدم دیوانه با من
من ز تو گویم چه کونیندانم چه کنم
گریه کنم؟
خنده کنم؟
من ندانم چه کنم؟
تو خون گریه کن...من ز تو گویم چه کونی
گریه کن روز عاشورا ست
باش محزون چون ک زینب بی کس استتو خون گریه کن...
شام غریبانۀ حسینست امشب
شام، غرق اندوهست امشب
باور داری زینب راباش محزون چون ک زینب بی کس است
در ره کوفه غریب است امشب
نور اهل حرمباور داری زینب را
پس خون گریه کن...
که غریبست امشب
خون گریه کن...