مشاعره مشاعره با اشعار علی قاضی نظام

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع SETAYESH.MO
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 80
  • بازدیدها بازدیدها 2,295
  • کاربران تگ شده هیچ

مَهوا

کاربر حرفه‌ای
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
6/8/22
ارسالی‌ها
1,955
پسندها
4,810
امتیازها
28,973
مدال‌ها
17
  • #11
يك نفر بيايد و تمام كردن را يادمان دهد
نقطه گذاشتن و سرِ خط رفتن را
ما اسطوره هايى

از نسل رابطه هاى بى سر و ته ايم
معمولاً ساعت از دوازده شب که میگذ

رد،پیغامى دریافت میکنید با این تیتر؛

بیدارى…؟
 
امضا : مَهوا
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] m.sina

m.sina

کاربر خبره
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,431
امتیازها
35,773
مدال‌ها
16
  • #12
معمولاً ساعت از دوازده شب که میگذ

رد،پیغامى دریافت میکنید با این تیتر؛

بیدارى…؟
یک نفر که حدفاصلِ مبدا و مقصدهایت
دلش برایت هزار راه برود
آنها که یار ندارندزندگى نمیکنند
روزمرگى میکنند
 
امضا : m.sina

مَهوا

کاربر حرفه‌ای
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
6/8/22
ارسالی‌ها
1,955
پسندها
4,810
امتیازها
28,973
مدال‌ها
17
  • #13
یک نفر که حدفاصلِ مبدا و مقصدهایت
دلش برایت هزار راه برود
آنها که یار ندارندزندگى نمیکنند
روزمرگى میکنند
دستهایش” بود…

آنجا که آرام آرام

گره خورد دورِ انگشتانم!
 
امضا : مَهوا
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] m.sina

m.sina

کاربر خبره
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,431
امتیازها
35,773
مدال‌ها
16
  • #14
دستهایش” بود…

آنجا که آرام آرام

گره خورد دورِ انگشتانم!
ما شبیه جنس خاک خورده ى داخل ویترینیم
که یک نفر انتخابمان کرد
اما حاضر نشد بهایمان را پرداخت کند
فقط آمد،دلخوشمان کرد،و رفت…
 
امضا : m.sina

مَهوا

کاربر حرفه‌ای
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
6/8/22
ارسالی‌ها
1,955
پسندها
4,810
امتیازها
28,973
مدال‌ها
17
  • #15
ما شبیه جنس خاک خورده ى داخل ویترینیم
که یک نفر انتخابمان کرد
اما حاضر نشد بهایمان را پرداخت کند
فقط آمد،دلخوشمان کرد،و رفت…
تمامِ دلتنگى هایم را برایش نوشته ام؛

خط به خط…

روز به روز…

ساعت به ساعت…اما میترسم!
 
امضا : مَهوا
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] m.sina

m.sina

کاربر خبره
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,431
امتیازها
35,773
مدال‌ها
16
  • #16
تمامِ دلتنگى هایم را برایش نوشته ام؛

خط به خط…

روز به روز…

ساعت به ساعت…اما میترسم!
من حرف دلم را به زبان كه نه

ميريزم داخل چشمهايم

با پلك زدنم

تمام خواستنم را بخوان!
 
امضا : m.sina

مَهوا

کاربر حرفه‌ای
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
6/8/22
ارسالی‌ها
1,955
پسندها
4,810
امتیازها
28,973
مدال‌ها
17
  • #17
من حرف دلم را به زبان كه نه

ميريزم داخل چشمهايم

با پلك زدنم

تمام خواستنم را بخوان!
نه ترس از گذشته ات داشتم

نه حسادتى در کار بود

نه چشمى بود و

نه میدانستیم که گناه چیست
 
امضا : مَهوا
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] m.sina

m.sina

کاربر خبره
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,431
امتیازها
35,773
مدال‌ها
16
  • #18
نه ترس از گذشته ات داشتم

نه حسادتى در کار بود

نه چشمى بود و

نه میدانستیم که گناه چیست
ترست را زمين بگذار و

دستانت را در دستانم

غرور را كنار بگذار و

شانه هايت را كنارِ شانه هايم

حيف تقويم است
 
امضا : m.sina

مَهوا

کاربر حرفه‌ای
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
6/8/22
ارسالی‌ها
1,955
پسندها
4,810
امتیازها
28,973
مدال‌ها
17
  • #19
ترست را زمين بگذار و

دستانت را در دستانم

غرور را كنار بگذار و

شانه هايت را كنارِ شانه هايم

حيف تقويم است
تمامِ تصوراتم را خراب کند!

میترسم از اینکه یک نفر قبل از من،
تمامِ تصوراتم را خراب کند!

میترسم از اینکه یک نفر قبل از من،
 
امضا : مَهوا
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] m.sina

m.sina

کاربر خبره
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,431
امتیازها
35,773
مدال‌ها
16
  • #20
تمامِ تصوراتم را خراب کند!

میترسم از اینکه یک نفر قبل از من،
تمامِ تصوراتم را خراب کند!

میترسم از اینکه یک نفر قبل از من،
نم باران و هواى بلاتكليف
ابرهاى مردد و تو و تو
و من كه از دلتنگى پاييز ميترسم
 
امضا : m.sina
عقب
بالا