- تاریخ ثبتنام
- 6/8/22
- ارسالیها
- 1,958
- پسندها
- 4,708
- امتیازها
- 28,973
- مدالها
- 17
من دنیایم را،نم باران و هواى بلاتكليف
ابرهاى مردد و تو و تو
و من كه از دلتنگى پاييز ميترسم
براى کتابى تایپ کردنِ پیغام هاى “مادرم” میدهم…
من دنیایم را،نم باران و هواى بلاتكليف
ابرهاى مردد و تو و تو
و من كه از دلتنگى پاييز ميترسم
من و اين شعر تكرارىمن دنیایم را،
براى کتابى تایپ کردنِ پیغام هاى “مادرم” میدهم…
یک نفر از زیرِ آوار صدایمان میکند ومن و اين شعر تكرارى
شروع شب به بيدارى
تو و عطرى كه جا مونده
تمامِ شب خود آزارى
مداوا كن منِ بد رویک نفر از زیرِ آوار صدایمان میکند و
به گوشمان نمیرسد…
به اندازه ى کافى به جانِ هم افتادیم
ما اسطوره هايى از نسلِ رابطه هاى بى سر و ته ايممداوا كن منِ بد رو
منى كه با تو بد كردم
همه راه و تو جنگيدى
رسيدى ،راتو سد كردم
مینویسم برای تو از دست رفتهما اسطوره هايى از نسلِ رابطه هاى بى سر و ته ايم
كم و بيش همه ى ما،
يك رابطه معلق را تجربه كرديم...
نه دلِ كندن داشتيم،!
ميچسبانم به هركجا كه چشمانَت زودتر درگيرش ميشوند!مینویسم برای تو از دست رفته
که هرکجای جهانی، بازگرد
مینویسم که بخوانی و بدانی
جهانم خالی از هر موجودیست
زمانی که تورا ندارم
دلیل میخواهد جانمميچسبانم به هركجا كه چشمانَت زودتر درگيرش ميشوند!
يعنى خدا دوست داشتنت را تمديد كردهدلیل میخواهد جانم
از صبح که چشمانت را باز میکنى
تا شب که روى هم میگذاریِشان
باید دلیل داشته باشى…
میترسم از اینکه بخواند و با پوزخندى از کنارش رد شوديعنى خدا دوست داشتنت را تمديد كرده
قَدرَش را ميدانم!