- تاریخ ثبتنام
- 17/6/19
- ارسالیها
- 2,579
- پسندها
- 38,798
- امتیازها
- 66,873
- مدالها
- 40
- سن
- 22
تلخ کنی دهان من قند به دیگران دهی؟تا نگويی در زمستان باغ را مستی نماند
مدتی پنهان شدست از ديده مکار م**س.ت
نم ندهی به کشت من آب به این و آن دهی
تلخ کنی دهان من قند به دیگران دهی؟تا نگويی در زمستان باغ را مستی نماند
مدتی پنهان شدست از ديده مکار م**س.ت
یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدیتتلخ کنی دهان من قند به دیگران دهی؟
نم ندهی به کشت من آب به این و آن دهی
در ربودی از زمین یک مشت گل یک مشت گلیک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدیت
یک گوهر جان کو اگر از بحر خدایید
اندر دل من درون و بيرون همه او استدر ربودی از زمین یک مشت گل یک مشت گل
در میان آن گلم بیا بیا بیا بیا
تو عیب مارا کیستی تو مار یا ماهیستیاندر دل من درون و بيرون همه او است
اندر تن من جان و رگ و خون همه اوست
اينجای چگونه کفر و ايمان گنجدتو عیب مارا کیستی تو مار یا ماهیستی
خود را بگو تو چیستی چیزی بده درویش را
تلخ از تو شیرین میشود کفر از تو چون دین میشوداينجای چگونه کفر و ايمان گنجد
بی چون باشد و جود من چون همه اوست
آن شب که دلی بود به میخانه نشستیمتلخ از تو شیرین میشود کفر از تو چون دین میشود
خار از تو نسرین میشود چیزی بده درویش را
مهر تو جان نهان بود مهر تو بینشان بودآن شب که دلی بود به میخانه نشستیم
آن توبه صدساله به پیمانه شکستیم
ای دوست قبولم کن و جانم بستانمهر تو جان نهان بود مهر تو بینشان بود
در دل من ز بهر تو نقش و نشان چرا چرا؟