نویسندگان، مهندسان روح بشریت هستند.
  • تذکر:

    نویسندگان عزیز از نوشتن رمان‌هایی با محتوای غیر اخلاقی خودداری کنید. در صورت مشاهده چنین موضوعی صحنه رمان شما بدون تذکر توسط ناظرین حذف خواهد شد.

    مواردی که شامل موضوعات غیراخلاقی می‌شود عبارت‌است از:

    1. پرداختن به زندگی افرادی با گرایش های خاص مانند (هم‌جنس‌گرایی، ....)

    2. بیان صریح عقاید سیاسی در رمان‌ها و زیر سوال بردن چارچوب‌های جامعه اسلامی

    3. بیان توصیف صریح جنسی و به کار بردن کلمات ناشایست.

    و...

    قبل از ایجاد رمانتان موارد زیر را در نظر داشته باشید:

    1. اسم رمان خود را طوری انتخاب کنید که داری مصادیق مجرمانه و خلاف عرف جامعه نباشد.

    2. از به کار بردن کلمات جنسی و مواردی که با شئونات اسلامی مغایرت دارد، به جد خودداری کنید.

    3- برای تایپ رمان می توانید طبق تاپیک آموزشی زیر رمان خود را ارسال کنید:

    کلیک کنید

    4. با مطالعه رمان‌های نویسندگان انجمن به آن‌ها امید نوشتن خواهید داد.

    کلیک کنید

محبوب مجموعه دلنوشته‌های "سیاره‌ی کوچک من" | ژیلا.ح کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع Nyx
  • تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها 26
  • بازدیدها 750
  • Tagged users Nyx

Nyx

کاربر حرفه ای
سطح
33
 
ارسالی‌ها
1,957
پسندها
32,368
امتیازها
63,073
مدال‌ها
22
سیاره ی ادم،
می‌تواند همه چیز داشته باشد،
اما در صورتی که حال خوبی برای ادم مانده باشد،
رمقی مانده باشد تا سیاره اش را بسازد.
گل و گیاه ها را آب بدهد،
علف های هرز را بچیند،
خشت روی خشت بگذارد تا قصر نیم تمام روی سیاره را کامل کند...
اما وقتی حال ادم خوش نباشد،
سیاره هم دیدن ندارد.
سیاره ای که از دور فقط پر از گرد خاکستر غم است که روی شانه اش نشسته...
 

Nyx

کاربر حرفه ای
سطح
33
 
ارسالی‌ها
1,957
پسندها
32,368
امتیازها
63,073
مدال‌ها
22
سیاره جان،
برای تو،
دور کسی گشتن،
مثل قرار گرفتن در مدار است.
می‌دانی دقیقا باید بر روال و قاعده ی مشخصی حرکت کنی.
اما عشق اینطور نیست.
قانون و بایدی برایش وجود ندارد.
یک دفعه می‌بینی دلت می‌رود،
جانت می‌رود،
روحت می‌رود تا فقط دور او بگردد.
بدون اینکه قرار باشد در مدار خاصی بچرخد.
این گردش هم فقط محدود به فصل ها نیست،
ادم می‌تواند در یک روز میلیون ها بار دور کسی بگردد.
می‌تواند قربانش بگردد،
می‌تواند دور چشمانش بگردد،
دور موهای مواجش،
دور چشمانش طوفانی‌اش...
آدم ها بعضی وقت ها از سیاره ها بهترند.

 

Nyx

کاربر حرفه ای
سطح
33
 
ارسالی‌ها
1,957
پسندها
32,368
امتیازها
63,073
مدال‌ها
22
سیاره جان،
هرچیزی روی زمین جای مشخصی دارد.
مثل جایی که مخصوص اشپزهاست،
جایی که مخصوص پزشک ها،
و حتی کارمندان است...
حتی جایی هم هست برای گمشده ها.
مثل جعبه‌ی گمشده هایی که گوشه ی ساختمان می‌گذاشتند.
اما بعضی گمشده ها را نمیتوان پیدا کرد.
آخر به جای وسایل و پول و کارت های بانکی،
آدم گاهی،
خودش را گم می‌کند...

 

Nyx

کاربر حرفه ای
سطح
33
 
ارسالی‌ها
1,957
پسندها
32,368
امتیازها
63,073
مدال‌ها
22
سیاره جان،
وقتی خورشید نباشد،
همه جای دنیا شب و روز یه نوع است.
سیاره ی بدون خورشید هم حتی نمیتواند یک گل کوچک داشته باشد،
بعضی وقت ها آدم به جای گم کردن خودش،
به جای گم کردن سیاره اش،
حتی به جای گم کردن زمین زیر پایش،
خورشیدش را گم میکند.
بدون خورشید،
خیلی سرد می‌شود،
تاریکی مثل خوره همه‌چیز را می‌خورد،
و مثل ماشین تخریبی بزرگ همه ی چیزهای خوب را خراب می‌کند. مثل لبخند آدم ها.
 

Nyx

کاربر حرفه ای
سطح
33
 
ارسالی‌ها
1,957
پسندها
32,368
امتیازها
63,073
مدال‌ها
22
بعضی وقت ها داشتن سیاره برای هر آدم،
به معنی تنها شدن نیست،
آدم بعضی وقت ها فقط دلش میخواهد بین خودش و دیگران مرزی تعیین کند، حصاری بکشد.
حریمی قائل شود.
زندگی از جایی تاریک شد که هرکس دلش می‌خواست به جای دیگری زندگی کند. برای دیگری نظر بدهد، بقیه را سبک و سنگین کند،
و هرکاری بکند به جز آنکه بچسبد به زندگی خودش!
سیاره جان،
میدانی؛
ادم هایی را دیده ام که فردی بسیار معمولی بوده اند،
زندگی کوچک و ساده ای داشتند بدون آنکه بخواهند پیشرفتی در آن ایجاد کنند،‌
اما در عوض قاضی بوده اند،
دکتر بوده اند،
سخنران و واعظ مسجد بوده اند،
و به جای تمام آدم های محل زندگی کرده اند الا خودشان.
 

Nyx

کاربر حرفه ای
سطح
33
 
ارسالی‌ها
1,957
پسندها
32,368
امتیازها
63,073
مدال‌ها
22
سیاره جان، یک دوده ذغال دنیا را تاریک نمیکند. اما ممکن است دنیای یک نفر اندازه ‌‌یدنیای مورچه باشد. ممکن است انقدر دلش تنگ باشد که دنیایش قد همان دنیای مورچه کوچک شده باشد، انقدر دلش را شکسته باشند که همان برایش باقی مانده باشد.
سیاره جان،
دوده ی ذغالِ طعنه و کنایه های مردم، زندگی کردن هایشان به جای ما و راه به راه نظر دادن هایشان،
بعضی وقت ها اینطوری می‌تواند دنیای کسی را تاریک کند.
خوبی داشتن سیاره این است که آدم هرطور دلش بخواهد آن را انتخاب می‌کند،
با هر رنگی که دلش می‌خواهد،
با بوی خاصی که یاد آور روزهایی خاص است.
اصلا داشتن سیاره هم موهبتی است که همه ی آدم ها نمی‌توانند آن را داشته باشند .
حتی اگر آنقدر پولدار باشی که بتوانی سیاره ای واقعی را از فضا به نام خودت بزنی، تا زمانی...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

Nyx

کاربر حرفه ای
سطح
33
 
ارسالی‌ها
1,957
پسندها
32,368
امتیازها
63,073
مدال‌ها
22
بعضی وقت ها که آدم بدجور دلش میگیرد،
انگار در برزخی گیر میکند بین زنده ماندن و مردن.
دلش میخواهد جایی باشد غیر از روی زمین.
دلش می‌خواهد غم هایی که دیده نمیشوند را پاک کند. کاش مثل کارتون های جادویی، آدم بعضی وقت ها یک قلم و پاک کن داشت تا با آن بعضی از جاهای زندگی اش را عوض کند. بعضی جاها هم پاک کند. انگار نه انگار که اتفاقی افتاده...
آدم بعضی وقت ها بدجور دلش سیاره‌ای دیگر می‌خواهد
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] ِSHAB
بالا