نویسندگان، مهندسان روح بشریت هستند.

مشاعره مشاعره با اشعار اسماعیل خویی

  • نویسنده موضوع SETAYESH.MO
  • تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها 51
  • بازدیدها 1,408
  • کاربران تگ شده هیچ

.MOON.

کاربر حرفه‌ای
سطح
14
 
ارسالی‌ها
1,965
پسندها
4,735
امتیازها
28,973
مدال‌ها
17
  • #21
تنها چو شدی ز من، چه غم ها خوردی!
از بودنِ تو، چو زآنِ من، معنا رفت:
تنها، چو من و خدا، دریغا! مُردی!:/
 
امضا : .MOON.

m.sina

کاربر خبره
سطح
14
 
ارسالی‌ها
3,577
پسندها
7,191
امتیازها
35,773
مدال‌ها
16
  • #22
تنها چو شدی ز من، چه غم ها خوردی!
از بودنِ تو، چو زآنِ من، معنا رفت:
تنها، چو من و خدا، دریغا! مُردی!:/
یعنی خدای من تویی هم کفر هم ایمانِ من
از تو مرا بارآوری نیز از تو بی برگ و بری
سازنده و ویرانگری بارانی و توفان من
بی تو سرابستان همه گردد سرابستان مرا
 
امضا : m.sina

.MOON.

کاربر حرفه‌ای
سطح
14
 
ارسالی‌ها
1,965
پسندها
4,735
امتیازها
28,973
مدال‌ها
17
  • #23
یعنی خدای من تویی هم کفر هم ایمانِ من
از تو مرا بارآوری نیز از تو بی برگ و بری
سازنده و ویرانگری بارانی و توفان من
بی تو سرابستان همه گردد سرابستان مرا
ای با نَفَس هایت عجین اردیبهشتِ جانِ من

بی خان و مانی خوش ترم، تا بی تو بر سر می برم

تا بی تو باشم، گو مَبا ،مَه خانِ من مَه مان من

هم خانه بودن با مرا زندانِ خود می یافتی
 
امضا : .MOON.

m.sina

کاربر خبره
سطح
14
 
ارسالی‌ها
3,577
پسندها
7,191
امتیازها
35,773
مدال‌ها
16
  • #24
ای با نَفَس هایت عجین اردیبهشتِ جانِ من

بی خان و مانی خوش ترم، تا بی تو بر سر می برم

تا بی تو باشم، گو مَبا ،مَه خانِ من مَه مان من

هم خانه بودن با مرا زندانِ خود می یافتی
یعنی خدای من تویی هم کفر، هم ایمانِ من

از تو مرا بارآوری نیز از تو بی برگ و بری

سازنده و ویرانگری: بارانی و توفانِ من

بی تو سرابُستان همه گردد سرابِستان مرا
 
امضا : m.sina

.MOON.

کاربر حرفه‌ای
سطح
14
 
ارسالی‌ها
1,965
پسندها
4,735
امتیازها
28,973
مدال‌ها
17
  • #25
یعنی خدای من تویی هم کفر، هم ایمانِ من

از تو مرا بارآوری نیز از تو بی برگ و بری

سازنده و ویرانگری: بارانی و توفانِ من

بی تو سرابُستان همه گردد سرابِستان مرا
آی تو
ابر کامکار
بر من ، این به راه باد مشتی از غبار
نم نم نوازشی ، اگر نه آبشار بخششی ، ببار
ورنه دیر می‌شود
دیر
 
امضا : .MOON.

m.sina

کاربر خبره
سطح
14
 
ارسالی‌ها
3,577
پسندها
7,191
امتیازها
35,773
مدال‌ها
16
  • #26
آی تو
ابر کامکار
بر من ، این به راه باد مشتی از غبار
نم نم نوازشی ، اگر نه آبشار بخششی ، ببار
ورنه دیر می‌شود
دیر
راز بقای من تویی، مرگ و فنای من تویی
یعنی خدای من تویی هم کفر، هم ایمانِ من
از تو مرا بارآوری، نیز از تو بی برگ و بری
سازنده و ویرانگری بارانی و توفانِ من
 
امضا : m.sina

.MOON.

کاربر حرفه‌ای
سطح
14
 
ارسالی‌ها
1,965
پسندها
4,735
امتیازها
28,973
مدال‌ها
17
  • #27
راز بقای من تویی، مرگ و فنای من تویی
یعنی خدای من تویی هم کفر، هم ایمانِ من
از تو مرا بارآوری، نیز از تو بی برگ و بری
سازنده و ویرانگری بارانی و توفانِ من
نمی خواهند ماند پاکدامان
از این آشفته باشد خواب دریا
 
امضا : .MOON.

Arjmand

خبرنگار
سطح
15
 
ارسالی‌ها
3,733
پسندها
5,075
امتیازها
35,773
مدال‌ها
19
  • #28
نمی خواهند ماند پاکدامان
از این آشفته باشد خواب دریا
اگر چه سخت ولی ممکن، از چه رو نکنم؟
بلی، من این نکنم، بل که سخت کوشم تا
نظر بدآنچه کند زنده یادِ او نکنم!
ولی، به دیدنِ هر موی و روی خوش، نشود
که باز یاد از آن ویژه روی ومو نکنم!
زنی که نیست، دریغا! فرای دسترس است:
نمی توانم اش، امّا، که آرزو نکنم!
 
امضا : Arjmand

ᎴᏋᏝᏗᏒᏗᎷ

کاربر حرفه‌ای
سطح
31
 
ارسالی‌ها
2,580
پسندها
21,085
امتیازها
48,373
مدال‌ها
34
  • #29
اگر چه سخت ولی ممکن، از چه رو نکنم؟
بلی، من این نکنم، بل که سخت کوشم تا
نظر بدآنچه کند زنده یادِ او نکنم!
ولی، به دیدنِ هر موی و روی خوش، نشود
که باز یاد از آن ویژه روی ومو نکنم!
زنی که نیست، دریغا! فرای دسترس است:
نمی توانم اش، امّا، که آرزو نکنم!
من از نبرد نپیچم ولى به چنگ تو هیچم
چنان که در کف گرد آفریده زاده ى رستم
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] m.sina

m.sina

کاربر خبره
سطح
14
 
ارسالی‌ها
3,577
پسندها
7,191
امتیازها
35,773
مدال‌ها
16
  • #30
من از نبرد نپیچم ولى به چنگ تو هیچم
چنان که در کف گرد آفریده زاده ى رستم
من آبشارم و سنگ است و صخره بستر من
مباد آن كه به اشكى پریشد این دیدار

كه خوش نشسته خیال تو در برابر من
به خواب سیر ببینم مگر تو را كه،چو موج

رمد خیال تو از چشمِ چشمه آور من
نخست آرزویم چیست رستن از غم تو
 
امضا : m.sina

کاربران در حال مشاهده موضوع (تعداد: 1, کاربر: 0, مهمان: 1)

عقب
بالا