مشاعره مشاعره با اشعار وحشی بافقی

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع m.donya
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

ملکه جهنمی❄

گوینده انجمن
تاریخ ثبت‌نام
2/8/19
ارسالی‌ها
2,539
پسندها
15,641
امتیازها
44,373
  • #31
دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند
از گوشه بامی که پریدیم، پریدیم

رم دادن صید خود از آغاز غلط بود
حالا که رماندی و رمیدیم رمیدیم
ما چون ز دری پای کشیدیم کشیدیم

امید ز هر کس که بریدیم، بریدیم



دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند

از گوشه بامی که پریدیم، پریدیم
 
امضا : ملکه جهنمی❄

m.sina

کاربر خبره
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,431
امتیازها
35,773
  • #32
ما چون ز دری پای کشیدیم کشیدیم

امید ز هر کس که بریدیم، بریدیم



دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند

از گوشه بامی که پریدیم، پریدیم
مشورت با غمزه چشمت را پی تسخیر کیست
باز این تدبیر بهر جان بی‌تدبیر کیست


دست یاری کاستین مالیده جیب ماگرفت
جیب ما بگذاشت تا دیگر گریبان‌گیر کیست
 
امضا : m.sina

ملکه جهنمی❄

گوینده انجمن
تاریخ ثبت‌نام
2/8/19
ارسالی‌ها
2,539
پسندها
15,641
امتیازها
44,373
  • #33
مشورت با غمزه چشمت را پی تسخیر کیست
باز این تدبیر بهر جان بی‌تدبیر کیست


دست یاری کاستین مالیده جیب ماگرفت
جیب ما بگذاشت تا دیگر گریبان‌گیر کیست
تو مپندار که مهر از دل محزون نرود

آتش عشق به جان افتد و بیرون نرود

وین محبت به صد افسانه و افسون نرود

چه گمان غلط است این، برود چون نرود
 
امضا : ملکه جهنمی❄

m.sina

کاربر خبره
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,431
امتیازها
35,773
  • #34
تو مپندار که مهر از دل محزون نرود

آتش عشق به جان افتد و بیرون نرود

وین محبت به صد افسانه و افسون نرود

چه گمان غلط است این، برود چون نرود
در مانده‌ام به درد دل بی علاج خویش
و ز بد مزاجی دل کودک مزاج خویش

مهر خزانه یافت دل و جان و هر چه بود
جوید هنوز ازین ده ویران خراج خویش
 
امضا : m.sina

مَهوا

کاربر حرفه‌ای
تاریخ ثبت‌نام
6/8/22
ارسالی‌ها
1,955
پسندها
4,808
امتیازها
28,973
  • #35
شد دل‌آزرده و آزرده دل از کوی تو رفت

با دل پر گله از ناخوشی خوی تو رفت



حاش لله که وفای تو فراموش کند

سخن مصلحت‌آمیز کسان گوش کند
 
امضا : مَهوا

ᎴᏋᏝᏗᏒᏗᎷ

کاربر خبره
تاریخ ثبت‌نام
1/9/23
ارسالی‌ها
3,045
پسندها
27,104
امتیازها
55,673
  • #36
شد دل‌آزرده و آزرده دل از کوی تو رفت

با دل پر گله از ناخوشی خوی تو رفت



حاش لله که وفای تو فراموش کند

سخن مصلحت‌آمیز کسان گوش کند
دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند
از گوشه بامی که پریدیم پریدیم
 

بَهآرنارنج

کاربر حرفه‌ای
تاریخ ثبت‌نام
27/12/21
ارسالی‌ها
1,991
پسندها
6,393
امتیازها
28,973
  • #37
دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند
از گوشه بامی که پریدیم پریدیم
منع مهر غیر نتوان کرد یار خویش را
چیست قصد خون من آن ترک کافر کیش را
 
امضا : بَهآرنارنج

m.sina

کاربر خبره
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,431
امتیازها
35,773
  • #38
منع مهر غیر نتوان کرد یار خویش را
چیست قصد خون من آن ترک کافر کیش را
ابروی تو جنبید و خدنگی ز کمان جست
بر سینه چنان خورد که از جوشن جان جست

این چشم چه بود آه که ناگاه گشودی
این فتنه دگر چیست که از خواب گران جست
 
امضا : m.sina

ᎴᏋᏝᏗᏒᏗᎷ

کاربر خبره
تاریخ ثبت‌نام
1/9/23
ارسالی‌ها
3,045
پسندها
27,104
امتیازها
55,673
  • #39
ابروی تو جنبید و خدنگی ز کمان جست
بر سینه چنان خورد که از جوشن جان جست

این چشم چه بود آه که ناگاه گشودی
این فتنه دگر چیست که از خواب گران جست
ترسم جنون غالب شود طغیان کند سودای تو
طوقم به گردن برنهد عشق جنون فرمای تو
می‌آیی و می‌افکند چا کم به جیب عافیت
شاخ گلی دامن کشان یعنی قد رعنای تو
 

m.sina

کاربر خبره
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,431
امتیازها
35,773
  • #40
ترسم جنون غالب شود طغیان کند سودای تو
طوقم به گردن برنهد عشق جنون فرمای تو
می‌آیی و می‌افکند چا کم به جیب عافیت
شاخ گلی دامن کشان یعنی قد رعنای تو
وصلم میسر است ولی بر مراد نیست
بر دل نهم چه تهمت شادی که شاد نیست

غم می‌فروخت لیک به اندازه میفرست
یک دل درون سینه ما خود زیاد نیست
 
امضا : m.sina
عقب
بالا