کامل شده مجموعه اشعار مرز حسرت | تاوان کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع HAFEZ_V
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 35
  • بازدیدها بازدیدها 2,293
  • کاربران تگ شده هیچ

HAFEZ_V

کاربر خبره
سطح
26
 
تاریخ ثبت‌نام
13/2/21
ارسالی‌ها
3,352
پسندها
13,394
امتیازها
42,973
مدال‌ها
55
  • نویسنده موضوع
  • #11
حرف‌های ناگفته اما روزی پیدا می‌شوند
هر چه کتمان هم شوند، تبدیل به غوغا می‌شوند
خنده بر لب می‌زنم تا کس نداند راز من
بغض و رازهای نهفته روزی پیدا می‌شوند
از برای سنگدلان هیچ زود قضاوت‌ها نکن
حتی سنگدل‌ترین‌ها هم روزی شیدا می‌شوند
شب‌ها ترس کابوسی را من نمی‌خرم به جان
چون می‌دانم خواب‌هایم مفهوم رویا می‌شوند
هان مشو نومید که چون واقف نه ای از سر غیب
رنگین کمان هم بعد باران هویدا می‌شود
اما فکر نرمی شن‌های ساحل را نکن
که تمام ساحلان ختم به دریا می‌شوند
عشق و لبخندهای کوچک را مبادا گم کنی
زمانی تمام این ها قدر دنیا می‌شوند
گر بینی دوست و دشمن ز پشت خ**یا*نت‌ها بکرد
بذر غم را در خودت نکار که رسوا می‌شوند
گر ناکسان پایمال کنند عشقت را غمگین نشو
عشق‌های پاک نصیب دل‌های تنها می‌شوند
گر نیمه‌ی راه...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : HAFEZ_V

HAFEZ_V

کاربر خبره
سطح
26
 
تاریخ ثبت‌نام
13/2/21
ارسالی‌ها
3,352
پسندها
13,394
امتیازها
42,973
مدال‌ها
55
  • نویسنده موضوع
  • #12
عاشقت بودم زمانی که عاشقی پیدا نبود
آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود
آن دم که این دلم مرا به لمس دستانت فروخت
فکر تو خواب را از این چشمان عاشقم زدود


* تضمین:
آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود
 
امضا : HAFEZ_V

HAFEZ_V

کاربر خبره
سطح
26
 
تاریخ ثبت‌نام
13/2/21
ارسالی‌ها
3,352
پسندها
13,394
امتیازها
42,973
مدال‌ها
55
  • نویسنده موضوع
  • #13
رفتی اما در دلم احساس من کمتر نشد
چندی از روزها گذشت و حال من بهتر نشد
هنگام رفتن نگاهت آن چنان سرد بود دگر
که نگاهت تا به حال حتی از این سردتر نشد
نیستی و برای تو گلی ز باغچه چیدم و
حتی آن گل هم به اندازه‌ی من پرپر نشد
بارها از اهل و نا اهل دو صد خنجر خوردم ولی
درد و زخم هیچ کدام هم قدر این خنجر نشد
یاد آن بوسه در این قلبم جا خوش کرده ولی
یاد هیچ بوسه‌ی شیرینی از این تلخ‌تر نشد
یاد تو در دل همانند خداست اما دگر
که خدا با مخلوقش از این بیگانه‌تر نشد
 
امضا : HAFEZ_V

HAFEZ_V

کاربر خبره
سطح
26
 
تاریخ ثبت‌نام
13/2/21
ارسالی‌ها
3,352
پسندها
13,394
امتیازها
42,973
مدال‌ها
55
  • نویسنده موضوع
  • #14
در پس شب‌های تار، صبحی روان خواهد شد
در پس تنهایی‌ها، عشقی نهان خواهد شد
قصه‌ی درد قفس، می‌گذرد بی‌هم‌نفس
مطمئن باش دردهایت، روزی تمام خواهد شد
 
آخرین ویرایش
امضا : HAFEZ_V

HAFEZ_V

کاربر خبره
سطح
26
 
تاریخ ثبت‌نام
13/2/21
ارسالی‌ها
3,352
پسندها
13,394
امتیازها
42,973
مدال‌ها
55
  • نویسنده موضوع
  • #15
دردم از یار است و درمان نیز هم
فراز و نشیب این عشق نیست کم
گر چه روزی ساز دوری کوک شد
می‌جنگم پیروز نباشد این غم
خاطرات عشق، مرا خواهد کشت
درمانش جز مهر یار نیست این سم
این همه درد برایم انصاف نیست
اما به ابرو ندارم هیچ خم

*مصراع اول نام رمانی به همین نام از نویسنده مهسا پناهی در یک رمان است و این شعر مربوط به همین رمان است.
 
آخرین ویرایش
امضا : HAFEZ_V

HAFEZ_V

کاربر خبره
سطح
26
 
تاریخ ثبت‌نام
13/2/21
ارسالی‌ها
3,352
پسندها
13,394
امتیازها
42,973
مدال‌ها
55
  • نویسنده موضوع
  • #16
زندگی در این جهان تنها خیالی بیش نیست
جهانی که رویا هم در آن کابوسی بیش نیست
در پی مفهوم عشق، گشتیم به قدر یک عمر
غافل از این که حس عشق هم خیالی بیش نیست
 
امضا : HAFEZ_V

HAFEZ_V

کاربر خبره
سطح
26
 
تاریخ ثبت‌نام
13/2/21
ارسالی‌ها
3,352
پسندها
13,394
امتیازها
42,973
مدال‌ها
55
  • نویسنده موضوع
  • #17
حال یک دیوانه را دیوانه بهتر می‌کند
دروغ معشوقه را هم عاشق باور می‌کند
لشکر عشق هم اگر که روزی بی‌رهبر بود
دنیا یک غمدیده را بر لشکر رهبر می‌کند
 
آخرین ویرایش
امضا : HAFEZ_V

HAFEZ_V

کاربر خبره
سطح
26
 
تاریخ ثبت‌نام
13/2/21
ارسالی‌ها
3,352
پسندها
13,394
امتیازها
42,973
مدال‌ها
55
  • نویسنده موضوع
  • #18
رفتی اما این دلم، رفتنت را باور نکرد
بین آتش بود اما یادت را خاکستر نکرد
عشق تو هک شده در اعماق این دل آن چنان
که نبودت را دروغ خواند، لحظه‌ای باور نکرد
 
امضا : HAFEZ_V

HAFEZ_V

کاربر خبره
سطح
26
 
تاریخ ثبت‌نام
13/2/21
ارسالی‌ها
3,352
پسندها
13,394
امتیازها
42,973
مدال‌ها
55
  • نویسنده موضوع
  • #19
نفهمیدی واسم بی‌تو
زندگی مثل زندونه
تا ابد خاطرات تو
توی این ذهنم می‌مونه
نفهمیدی چه شب‌ها که
با یاد تو سحر کردم
عزیزم بگو عشق اینه
یا که من اشتباه کردم
دلم آغوشتو می‌خواد
که عمری محو چشماته
اما افسوس همه اینا
فقط خواب و خیالاته
ازت پرسیدم و گفتی
که شاید سرنوشت گیره
شاید هم سرنوشت که نه
دلت جای دیگه گیره
عزیزم عاشقتم و
اینو یه دنیا می‌دونه
دیگه چه قدر باید باشم
منتظر تو، دیوونه​
 
امضا : HAFEZ_V

HAFEZ_V

کاربر خبره
سطح
26
 
تاریخ ثبت‌نام
13/2/21
ارسالی‌ها
3,352
پسندها
13,394
امتیازها
42,973
مدال‌ها
55
  • نویسنده موضوع
  • #20
عذابم میده هر روز این
غم دوریت توی سینه
نگاه سرد هر روزت
شاید که سرنوشت اینه
همون اول دلم وقتی
که دیدت بی‌صدا خندید
الان حالم طوریه که
میگم ای کاش نمی‌خندید
دستام سرد و چشام بارون
حالم مثل زمستونه
فقط فکر و خیالاتم
با این حالم نمی‌خونه
رفتی و بعد این داستان
دلم داغون و حیرونه
چه طور سر کنه با دوریت
جوابش رو نمی‌دونه​
 
امضا : HAFEZ_V
عقب
بالا