بر و رویت به کنار و حس و حالت گوشه اییادم اید ان همه مستی ناب
دل بریدن زان همه جام ش*ر..اب
وانگعی دیدم رخ زیبای تویک بار و هزاران بار دیگر هم بگویم
توجان منی وعشق منی و روح منی تو
اگر بگی که با تو را کجا برم بهتره وزن شعربر و رویت به کنار و حس و حالت گوشه ای
خرمی این دو چشم با تو را به کجا ببرم؟
اره ولی یه هجا کم میشه فکر کنماگر بگی که با تو را کجا برم بهتره وزن شعر
روز هایی که همه بود و نبودش هیچ بودباز هم در پرده زلف نگار
قصه ای تازه ز زلفش برقرار
بر و رویت به کنار و حس و حالت گوشه ای
خرمی این دو چشم با تو را به کجا ببرم؟
رویای شیرین لمست را میبرم رو به فراموشیمی گریزم زین جهان و ان دیار
تا که از یادم رود این همه زیبایی و نقش و نگار
اگر بگی که با تو را کجا برم بهتره وزن شعر
اره ولی یه هجا کم میشه فکر کنم
رویای شیرین لمست را میبرم رو به فراموشی
ولیکن حس گرمای وجودت باز، حس پریشانی
بچه ها سعی کنید اگه ایراد شعر میگیرین به همراهش شعری بنویسین که اسپم نشه و من مجبور به حذفش نشم
یار گفتا صنمی اما به بتخانه نرفت
من بتش گشتم اما او به سجاده نرفت [/QUO
تاری بزنم می را، می را بکنم من م**س.ت
مستی به سرم باید، باید بزند مستی