- تاریخ ثبتنام
- 16/1/20
- ارسالیها
- 235
- پسندها
- 3,054
- امتیازها
- 16,633
- مدالها
- 10
تو همچو صبحی من شمع خلوت سحرم
تبسمی کن و جان بین که همی سپرم
ماه کی رخ بنماید پس از آن خنده تو؟
تا تو هستی دگر از ماه خبر جایی نیست
تا تو هستی دگر از ماه خبر جایی نیست
تو همچو صبحی من شمع خلوت سحرم
تبسمی کن و جان بین که همی سپرم
تو بشو مجنون و من لیلی اتماه کی رخ بنماید پس از آن خنده تو؟
تا تو هستی دگر از ماه خبر جایی نیست
در خم این کوچه ها سرگرم بازی چون شدیمروبهی را رنگ کرده جای شیران میکنند
وز نادانی خود مملکتی را ویران میکنند
رای میدهند به دینار و دلار و یورو
صفری برداشته و واحد پول تومان میکنند
ما در نسیم صبح دل انگیز توبیدارمی شویمتو همچو صبحی من شمع خلوت سحرم
تبسمی کن و جان بین که همی سپرم
ماه کی رخ بنماید پس از آن خنده تو؟
تا تو هستی دگر از ماه خبر جایی نیست
هر که در این راه به عزمی شودتو بشو مجنون و من لیلی ات
تو بشو آن یوسف گم گشته
کـ باز خواهد گشت
من شوم ان یار قدیمی کـ
دل بـ بازگشت معشوق بسته *-*
دردمندم درد عشقت بر زمینم زد ببینهر که در این راه به عزمی شود
در دل این جنگ به رزمی شود
نادر است این حال زیبا در دلمدردمندم درد عشقت بر زمینم زد ببین
آسمان هم بعد تو رنگی ندارد بعد از این
نادر است این حال زیبا در دلم
نادر است این بذر عشق در دلم