زینب میشی مدیر بازنشسته مدیر بازنشسته تاریخ ثبتنام 31/3/17 ارسالیها 1,981 پسندها 17,097 امتیازها 42,373 مدالها 22 سطح 25 11/12/17 نویسنده موضوع #11 بطن مادر کاش از روز اول چشمهایم بسته بود یا که دیوار دلم مخروبه نبود کاش از اول بی دل و دیوانه وار مهر دل بر خانه ی همسایه نبود ! کاش کوچه ی دل بن بست بود کاش می شد چشم بست و زنده بود کاش می شد زندگی کرد عمر را ؛ یا مرا مادر ز بطن زاده نبود ! امضا : زینب میشی
بطن مادر کاش از روز اول چشمهایم بسته بود یا که دیوار دلم مخروبه نبود کاش از اول بی دل و دیوانه وار مهر دل بر خانه ی همسایه نبود ! کاش کوچه ی دل بن بست بود کاش می شد چشم بست و زنده بود کاش می شد زندگی کرد عمر را ؛ یا مرا مادر ز بطن زاده نبود !
زینب میشی مدیر بازنشسته مدیر بازنشسته تاریخ ثبتنام 31/3/17 ارسالیها 1,981 پسندها 17,097 امتیازها 42,373 مدالها 22 سطح 25 11/12/17 نویسنده موضوع #12 تب تلخ تب به جانم ریشه کرده ، تبِ تلخ گناه این چه حس است خدایا؟ مرا باز رهان گر نگیری تو دستم در این وانفسا چه پریشان بمانم در این بار گناه ! امضا : زینب میشی
تب تلخ تب به جانم ریشه کرده ، تبِ تلخ گناه این چه حس است خدایا؟ مرا باز رهان گر نگیری تو دستم در این وانفسا چه پریشان بمانم در این بار گناه !
زینب میشی مدیر بازنشسته مدیر بازنشسته تاریخ ثبتنام 31/3/17 ارسالیها 1,981 پسندها 17,097 امتیازها 42,373 مدالها 22 سطح 25 11/12/17 نویسنده موضوع #13 راه و بیراه راه ز بیراهه مرو جانا به بن بست میرسی راه که نزدیکتر است چو روی زود میرسی من ز بیراهه گذشتم بدیدم ثمرش تو ز بیراه مرو تا به مقصد برسی امضا : زینب میشی
راه و بیراه راه ز بیراهه مرو جانا به بن بست میرسی راه که نزدیکتر است چو روی زود میرسی من ز بیراهه گذشتم بدیدم ثمرش تو ز بیراه مرو تا به مقصد برسی
زینب میشی مدیر بازنشسته مدیر بازنشسته تاریخ ثبتنام 31/3/17 ارسالیها 1,981 پسندها 17,097 امتیازها 42,373 مدالها 22 سطح 25 12/12/17 نویسنده موضوع #14 اشرف مخلوق شهر زندان شد میان واژه ی بود و نبود کاش بودی تا ببینی هر کسی آدم نبود هر کسی لایق نبودش بهر جان اشرف مخلوق کاش آدم نبود امضا : زینب میشی
اشرف مخلوق شهر زندان شد میان واژه ی بود و نبود کاش بودی تا ببینی هر کسی آدم نبود هر کسی لایق نبودش بهر جان اشرف مخلوق کاش آدم نبود
زینب میشی مدیر بازنشسته مدیر بازنشسته تاریخ ثبتنام 31/3/17 ارسالیها 1,981 پسندها 17,097 امتیازها 42,373 مدالها 22 سطح 25 14/12/17 نویسنده موضوع #15 دلتنگ وقتی دلتنگ توام میل سخن نیست مرا جان ز تن بیرون ، کفن نیست مرا کاش بودی تا بدانی بی تو حالم چه بد است ! روزگارم چون شب و باغ و چمن نیست مرا آخرین ویرایش 15/12/17 امضا : زینب میشی
دلتنگ وقتی دلتنگ توام میل سخن نیست مرا جان ز تن بیرون ، کفن نیست مرا کاش بودی تا بدانی بی تو حالم چه بد است ! روزگارم چون شب و باغ و چمن نیست مرا
زینب میشی مدیر بازنشسته مدیر بازنشسته تاریخ ثبتنام 31/3/17 ارسالیها 1,981 پسندها 17,097 امتیازها 42,373 مدالها 22 سطح 25 15/12/17 نویسنده موضوع #16 درهم تا شدم دور ز تو ؛ زندگی ام درهم ریخت تو خدای دورمی بی تو چرا بندگی ام درهم ریخت تا برفتی ز برم غم به دل لانه گزید تو نبودی که شبی سادگی ام درهم ریخت امضا : زینب میشی
درهم تا شدم دور ز تو ؛ زندگی ام درهم ریخت تو خدای دورمی بی تو چرا بندگی ام درهم ریخت تا برفتی ز برم غم به دل لانه گزید تو نبودی که شبی سادگی ام درهم ریخت
زینب میشی مدیر بازنشسته مدیر بازنشسته تاریخ ثبتنام 31/3/17 ارسالیها 1,981 پسندها 17,097 امتیازها 42,373 مدالها 22 سطح 25 17/12/17 نویسنده موضوع #17 صبح صبح را با سلام بر روی ماهت دل انگیز میکنم واژه ی عشق را با وجودت روح انگیز میکنم تا به پایت می نوازم ساز و نوای عشق را دی را چون بهاران به نامت شور انگیز میکنم امضا : زینب میشی
صبح صبح را با سلام بر روی ماهت دل انگیز میکنم واژه ی عشق را با وجودت روح انگیز میکنم تا به پایت می نوازم ساز و نوای عشق را دی را چون بهاران به نامت شور انگیز میکنم
زینب میشی مدیر بازنشسته مدیر بازنشسته تاریخ ثبتنام 31/3/17 ارسالیها 1,981 پسندها 17,097 امتیازها 42,373 مدالها 22 سطح 25 30/12/17 نویسنده موضوع #18 تا بودی تا تو بودی کِی مرا آوارگی در شب بود ! کِی مرا بی خوابی و آشفتگی در تب بود؟ تا تو بودی شام تاری بر دل زارم نبود بی کسی و بی نشانی در روزگارم نبود امضا : زینب میشی
تا بودی تا تو بودی کِی مرا آوارگی در شب بود ! کِی مرا بی خوابی و آشفتگی در تب بود؟ تا تو بودی شام تاری بر دل زارم نبود بی کسی و بی نشانی در روزگارم نبود
زینب میشی مدیر بازنشسته مدیر بازنشسته تاریخ ثبتنام 31/3/17 ارسالیها 1,981 پسندها 17,097 امتیازها 42,373 مدالها 22 سطح 25 2/1/18 نویسنده موضوع #19 این روزها ... زندگی سخت شده این روزها دوستی چند رنگ شده این روزها نه صداقت به کلام هست نه ایمان در دل نه رفاقت به کسی هست نه وفا اندر دل امضا : زینب میشی
این روزها ... زندگی سخت شده این روزها دوستی چند رنگ شده این روزها نه صداقت به کلام هست نه ایمان در دل نه رفاقت به کسی هست نه وفا اندر دل
زینب میشی مدیر بازنشسته مدیر بازنشسته تاریخ ثبتنام 31/3/17 ارسالیها 1,981 پسندها 17,097 امتیازها 42,373 مدالها 22 سطح 25 3/1/18 نویسنده موضوع #20 پر از ... من پر از نفرتم ، تو پر از کینه و رشک تو پر از حسرتی ، من پر از ناله و اشک بی ثمر بود مرا عمر به تکرارِ گناه و تو را وسوسه آلود به اصرار ؛ تباه ! امضا : زینب میشی
پر از ... من پر از نفرتم ، تو پر از کینه و رشک تو پر از حسرتی ، من پر از ناله و اشک بی ثمر بود مرا عمر به تکرارِ گناه و تو را وسوسه آلود به اصرار ؛ تباه !