یا مرا بالای قلبت می بریشب و روزم به تو مشغول شد به شعر و غزلی
نکند شعر مرا خواندی ندادی نظری !
یا مرا بالای قلبت می بریشب و روزم به تو مشغول شد به شعر و غزلی
نکند شعر مرا خواندی ندادی نظری !
من شدم ریشه عصیان و نبردمستِ هوشیاری خویش گشتم و غافل نشدم
هر چه اندیشه فراوان، حیف... عاقل نشدم
وار تو آفتاب و من ماه تابان شب ها شوممیروم اما بیادت هستم و با یاد تو
میشوم م**س.ت و خراب آن نگاه ناز تو