- تاریخ ثبتنام
- 2/4/17
- ارسالیها
- 193
- پسندها
- 726
- امتیازها
- 3,933
- مدالها
- 7
- سن
- 30
- نویسنده موضوع
- مدیر
- #11
از وحشتی که از خودش ساطع میگرد بگذریم، میتوان گفت زیبایی خارقالعاده و اسطورهواری داشت. مانند یک مدل ایتالیایی روی جلد مجله بود یا شاید الهه زیبایی آنتونیوس.
شوکه از این مقایسه ابرو بالا میاندازم و زیر لب «دیوانه»ای نثار خودم و افکارم میکنم.
چشمی در سالن میگردانم. کتابخانه تقریباً خالی شده است. کتابدار پشت میز پذیرش با بیحوصلگی مشغول جابهجا کردن برگههاست و صدای کشیده شدن کاغذها روی چوب، تنها صدای سالن است. دستم را روی جلدِ زمختِ آخرین کتاب میگذارم و زیر لب میگویم: «پس هیچکس نمیدونه...» یا اگر هم کسی میدانسته، چیزی از خودش باقی نگذاشته است. چند دقیقهای همانطور بیحرکت روی صندلی چوبی مینشینم. بعد بلند میشوم، صندلی را به آرامی عقب میکشم و کتابها را به جای قبلیشان در...
شوکه از این مقایسه ابرو بالا میاندازم و زیر لب «دیوانه»ای نثار خودم و افکارم میکنم.
چشمی در سالن میگردانم. کتابخانه تقریباً خالی شده است. کتابدار پشت میز پذیرش با بیحوصلگی مشغول جابهجا کردن برگههاست و صدای کشیده شدن کاغذها روی چوب، تنها صدای سالن است. دستم را روی جلدِ زمختِ آخرین کتاب میگذارم و زیر لب میگویم: «پس هیچکس نمیدونه...» یا اگر هم کسی میدانسته، چیزی از خودش باقی نگذاشته است. چند دقیقهای همانطور بیحرکت روی صندلی چوبی مینشینم. بعد بلند میشوم، صندلی را به آرامی عقب میکشم و کتابها را به جای قبلیشان در...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
آخرین ویرایش